وقتی میاد فصل خزان ابرا میان تو آسمان
بارون می باره
بارون می باره
وقتی که بارون می باره هر کی پا بیرون می ذاره
یه چتر داره
یه چتر داره
وقتی که بارون بند می یاد ابرا می شن سوار باد
میرن دوباره
میرن دوباره
خورشید خانوم پیدا می شه لباش به خنده باز می شه
صفا میاره
صفا میاره
اول سلام می کنم به همه و دوم من بارونو خیلی دوست دارم ولی وقتی بارون می یاد مامانم اجازه نمی ده من برم بیرون نم گوش می کنم.